مقالات

اندوه و نومیدی در اشعار شهریار

دکتر ناصر ناصری / هاله امیرقاسمی  ۱۳۹۴/۰۶/۱۴
یک از مضامینی که عموم مردم و به ویژه شاعران با آن گریبانگیر هستند مشکلات ناشی از عواطف و احوالات فردی و اجتماعی می‌باشد که بر اثر آن کش‌و‌قوس‌های فکری و عاطفی و تألمات روحی، شاعران را دچار یأس و اندوه و نومیدی و بدبینی می‌گرداند. تأمل و تعمق در اشعار استاد محمدحسین شهریار نشانگر این واقعیت است که وی روحیه‌ای بسیار عاطفی، و احساساتی، زودرنج و حساس به پیرامون خود و جامعه بوده است. از اغلب اشعار وی بوی یأس و ناامیدی و انزواطلبی و حتّی مرگ‌اندیشی به مشام می‌رسد. ریشه این یأس و اندوه را می‌توان در مسایل عاطفی، شکایت از معشوق، گله از غم تنهایی و غربت، مشکلات اجتماعی، ناکامی در جوانی، نوستالوژی دوران کودکی و مشکلات ناشی از مسایل فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ایران دانست. که همین عوامل سبب شده است دیوان وی نمونه بارزی از ادبیات سیاه در شعر معاصر را رقم زند تا آن حدّ که شدّت تألّمات روحی و عاطفی شاعر، او را به استقبال مردم‌گریزی و حتّی مرگ و مرگ اندیشی سوق دهد. در این مقاله سعی شده است با ذکر نمونه‌هایی روحیه یأس‌اندود وی را که در موضوعات و محورهای مختلف و در فضای مبهم و تاریک و با لحن افسرده و اندوهگین سروده شده است در پیش روی خوانندگان قرار دهیم.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.