اخبار

اختر آسمان شعر ایران

اختر  آسمان شعر ایران
پروین اعتصامی، شاعره نامدار معاصر ایران از شاعران قدر اول زبان فارسی است که با تواناترین شعرای مرد ، برابری کرده و به گواهی اساتید و سخن شناسان معاصر گوی سبقت را از آنان ربوده است.

رمز توفیق این شاعرارزشمند فرهنگ و ادب فارسی، علاوه بر استعداد ذاتی؛ معجزه تربیت و توجه پدر اوست.

رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی از شاعران بسیار نامی معاصر در روز 25 اسفند سال 1285 شمسی در تبریز تولد یافت و از ابتدا زیر نظر پدر دانشمند خود -که با انتشار کتاب (تربیت نسوان) اعتقاد و آگاهی خود را به لزوم تربیت دختران نشان داده بود- رشد کرد.

در کودکی با پدر به تهران آمد. ادبیات فارسی و ادبیات عرب را نزد وی قرار گرفت و از محضر ارباب فضل و دانش که در خانه پدرش گرد می آمدند بهره ها یافت و همواره آنان را از قریحه سرشار و استعداد خارق العاده خویش دچار حیرت می ساخت.

در هشت سالگی به شعر گفتن پرداخت و مخصوصاً با به نظم کشیدن قطعات زیبا و لطیف که پدرش از کتب خارجی (فرنگی- ترکی و عربی) ترجمه می کرد طبع آزمائی می نمود و به پرورش ذوق می پرداخت.

گاهی شعری از شاعران قدیم ایران به او میداد تا بر اساس آن شعر دیگری بسراید؛ وزن آن را تغییر دهد و یا قافیهای نو برایش پیدا کند. همین تمرینها و تلاشها زمینهای شد که با ترتیب قرارگیری کلمات و استفاده از آن آشنا شود و در سرودن شعر تجربه کسب کند.

پروین در تمام سفرهایی که با پدرش در داخل و خارج ایران می نمود شرکت می کرد و با سیر و سیاحت به گسترش دید و اطلاعات و کسب تجارب تازه می پرداخت.

در سال 1314 دیوان پروین اعتصامی، شاعره توانای ایران، به همت پدر ادیب و گرانمایه اش انتشار یافت.

 پروین مدتی در کتابخانه دانشسرای عالی تهران سمت کتابداری داشت و به کار سرودن اشعار خود نیز ادامه می داد. تا اینکه دست اجل او را در 34 سالگی از جامعه ادبی گرفت. بهرحال در شب 16 فروردین سال 1320 خورشیدی به بیماری حصبه در تهران زندگی را بدرود گفت و پیکر او را به قم بردند و در جوار قبر پدر دانشمندش در مقبره خانوادگی بخاک سپردند.

استاد بهار در مورد اشعار وی می گویند : «پروین در قصاید خود پس از بیانات حکیمانه و عارفانه روح انسان را به سوی سعی و عمل امید، حیات، اغتنام وقت، کسب کمال، همت، اقدام نیکبختی و فضیلت سوق می دهد.» بیشتر اشعار پروین اعتصامی، در قالب قصیده، قطعه، مثنوی و مسمّط است. در این میان، آنچه از نوع حکایت، تمثیل و به خصوص مناظره سروده، درخشندگی بارزی دارد و بیشتر تمثیلهای پروین، مناظره گونه است. این شیوه، برای در افکندن معناهای تازه در ادب فارسی، پیشینه ای دیرینه دارد و در برخی از آثار شاعران کهن ادب فارسی؛ چون عنصری اسدی طوسی، مُعزی، انوری و... نیز دیده می شود. در عین حال که مناظره و سؤال و جواب در ادب فارسی پرسابقه است، پروین در گزیدن این شیوه، استقلال اندیشه خود را نشان داد و چون چگونگی برداشت معناها و شیوه بیان آن ها و نگارگری ها و شرح و تحلیل های او، با پیشینیان به کلّی دیگر گونه است، شعر او ویژگی و اصالتی جدا از دیگران دارد.

شعرهای پروین، «تعلیمی» و اخلاقی است؛ نه غنایی و تغزلی. در تقسیم بندی شعر به نو و کهن، پروین را باید در میان کهن سرایان گنجاند. ملک الشعرای بهار سبک شعری پروین را مستقل و چیده شده از دو سبک خراسانی در قصاید و عراقی در قطعات و مناظرات می داند. واژگان شعر پروین، گران مایه و بزرگ است و در آن از لغت ها و اصطلاح های فراموش شده و یا از بعضی لغت های فرنگی که بر اثر دگرگونی های اجتماعی و پیشرفت و نوآوری دوران، رسم بوده، خبری نیست. در دیوان او بیش از هفتاد مناظره آمده است که این مناظره ها نه فقط میان آدمیان و جانوران و گیاهان، بلکه میان نوع های اشیاء؛ مانند سوزن و نخ نیز پیش می افتد. ملک الشعرای بهار وی را زنده کننده مناظره در شعر فارسی دانسته و شعر پروین را با وجود استواری و متانت در لفظ معنا، روان و آسان فهم می داند.

آنچه شعر پروین را برگزیده کرده، مضمون ها و معناها، در اشعار اوست. دیوان پروین، سرشار از حقیقت های الهی و معنوی و مفهوم های عالی انسانی و پند و اندرز است. رنگ ملایمی که از تابش نور عرفان و فلسفه به مفهوم های مورد نظر شاعر افتاده، چنان نیست که چشم خوانندگان را بیازارد، اما در عوض به شعر او جلا بخشیده است. روح عاطفی پروین و احساسات زنانه و مادرانه او که گاه در قطعه ها و مناظره ها تجلی یافته، با روح عرفانی و اخلاقی او که در قصیده ها تابیده، آمیخته ای دل پذیر را به وجود آورده است.

از گزارش های کسانی که پروین را از نزدیک دیده اند و یا با او پیشینه دوستی و آشنایی داشته اند، چنین بر می آید که وی زنی با وقار، متین، کم سخن، صاحب عزت نفس و مناعت طبع بوده و صداقت، صراحت، تواضع، پاکی طینت و عقیده، خوش رفتاری و پاک دامن بوده که همواره از حضور در محفل ها و گردهمایی ها سرباز می زده است. دیوان اشعار وی نیز از حادثه ها و رخدادهای شخصی و اجتماعی تقریبا خالی است و در آن غیر از قطعه ای که در «تعزیت پدر»، و شعری که برای سنگ مزار خود سروده و نیز شعر «نهال آرزو» که برای جشن فارغ التحصیلی کلاس خود گفته است و یکی دو شعر دیگر، شعر شخصی وجود ندارد.

حکیم بانوی شعر ایران

ما پروین را به حق «حکیم بانوی شعر ایران» می شناسیم و این حکمت بیشتر در قطعات پروین تجلی یافته است. ارزش قطعات او نیز به «ترفند مناظره» است که ساختار این قطعات را بر آن استوار کرده است.

صنعت مناظره در حکمت  و روش های تعلیم و تربیت ریشه ای بس عمیق و کهن دارد.

سقراط، حکیم بزرگ یونانی نکات پیچیده فلسفی را در قالب سوال و جواب و نوعی مناظره ساختگی به شاگردانش می آموخت.

در ادبیات باستانی ایران ازجمله اشعار اندک به جا مانده یکی نیز قطعه ی درخت آثوریک است که درواقع مناظره ای است بین بز و درخت خرما.

سوال و جواب یا مناظره حتی خود را در منظومه های عاشقانه و اشعار تغزلی نیز نشان داده ست.

از آن میان مناظره خسرو با فرهاد، نظامی از شاهکارهای بزرگ ادبیات جهان است.

حافظ که می کوشد دامن ذوق خویش را از تصنع دور دارد در غزلهایش از مناظره و قالب مشهور آن «گفتم – گفت» سود برده است.

شعرای بزرگی چون انوری و ابن یمین فریومدی بخشی از شهرت جهانگیر خود را مدیون قطعات مناظره ای خویش هستند.

پروین درواقع این صنعت فراموش شده را احیا کرد و این بار نه تنها مضامین بلند فلسفی بلکه مفاهیم سیاسی، دردهای اجتماعی، توصیه های اخلاقی و نکات عاطفی را نیز قالب مناظره به مخاطبان خویش عرضه داشت.

*دکتر ابراهیم اقبالی (استاد دانشگاه)

شاه و یتیم اوشاق

بیر کوچه دن کئچیردی جلالیله شهریار

های کوی اوجالدی، اولدو او گون شنلیک آشکار

وئردی سئوال، داغلی یتیم اؤز هاماشینا

بو گؤز قاماشدیران ندی شاهین تاجیندا وار؟

وئردی جواب: بلیمیرم، آنجاق ائشیتمیشم

ارزشلی اینجی دیر باشا قویموش او بختیار

گئتدی قاباغه بیر قاری عورت، دئدی بئله:

گؤز یاشی دیر! اورک قانی دیر، اولسان هوشیار

بو قوردکی، بیزلره تانیش اولموش بیر عومردور

دایم فلاکته سورونو ائلیه ییب دوچار

عارف کی ییغدی ثروت و دولت «حرامی» دیر

بیر شاه کی، مولک آل – وئر ائده ائتمه اعتبار

دقّتله گؤر یئتیم لرین قانلی گؤز یاشین

بو گوهرین پاریلداماغین آنلا کم عیار

«پروین» یالان دئینلره دؤز سؤز نه بهره سی

کیمدیرکی دؤز دانیشماغینا ائتسین افتخار؟

*ترجمه ی شعر از: زنده یاد استاد یحیی شیدا

...

فرصتی است بسیار مغتنم در جهانی با هفت میلیارد انسانی که تنها انگشت شمارانی می توانند حرف بزنند و این فرصت برای من نه تنها کم نیست که بسیار بیش از حق من است.

می خواهم این زمان ارزشمند را درباره ی وجهی از وجوه شخصیت پروین بگویم.

شعر پروین را ادیبان و منتقدان بسیار گفته اند، ستوده اند، انتقاد کرده اند، در ستایشش آن را به «مردانه» بودن و شباهتش به شعر برخی شعرای بنام و چون آن وصف کرده ند. اما شعر و کلام پروین به مرز معجزه ی شعری نمی رسد. به نظر من، آنچه پروین را اختر چرخ ادب کرده است؛ آنچه در پروین ستودنی است و به شعرش ویژگی می دهد، شخصیت نجیب، توان روحی، جسارت اجتماعی، مبارز بودن و حتی به معنایی انقلابی بودنش است.

در شعرش اندرز دادن، وجه مسلط و راهی است برای نوعی سلوک در هرج و مرج جامعه ی عقب مانده، کوششی است در تربیت خود و دیگران و نهایتا ترسیم راهی است در بیراهه ی زمان.

اما، پروین یک اندرزگوی خسته از هرج و مرج عقب ماندگی نیست. او هرج و مرج را، بیراهه را و عقب ماندگی را به مبارزه می طلبد. مطابق شرایط زمانه ی خود و به شیوه ی شناخته ی خود به عنوان یک زن، انسانی در جامعه ای که سکوت و فرو بلعیدن رنج را برای زن ستودنی ترین می داند، جسارت شکستن سکوت و بیان رنج را پیدا می کند.

پروین اگر چون ستاره می درخشد، برای روشنفکر بودن و جسارتش به درخشیدن در میان گروه عظیم سیاهی است که نیمی از جامعه اش را ساخته است.

زنی، نه ناشناخته و گمشده در میان انبوه مردم، بلکه زنی جوان، از خانواده ای سرشناس با پدری ادیب و بنام، وقتی سنتی زمان  باخته و بی اساس را می شکند، وقتی سخن می گوید و خود را، اندیشه ی خود را بیان می کند، وقتی به بی عدالتی های اجتماعی و اقتصادی جامعه ی خود آگاه است و پرچم مبارزه علیه آن را در شعرش به دوش می کشد، او را بی گمان باید ستاره ای تابناک در سیاهی جهان تیره اندیشان دانست که پروین چنین بود.

*دکتر مینو امیرقاسمی (استاد دانشگاه)

پروین ، بانوی شعر و شعور

پروین اعتصامی (1320-1285 ) شاعره ی بنام که از کودکی زبان به شاعری گشود و هنگامی که در عنفوان شباب درمی گذشت در شمار معروفترین شاعران زمان بود.

وی اشعار زیادی در توصیف زندگی مشقت بار مردمان فرودست جامعه خلق کرد. کمتر زنی از میان سخنگویان اقبالی همچون پروین داشت که در دورانی این چنین کوتاه شهرتی فراگیر داشته باشد.

پروین به ندرت در جرگه سایر اطفال وارد می شد. غالباً تنها به سر می برد اندیشه های بزرگ در سر می پروراند. در مجلس درس همیشه از سایرین پیشتاز بود. استعداد و قریحه ی لبریز او بزودی و هنگامی که بیش از هفت سال سن نداشت بروز کرد و در این زمان به سرودن اشعار مختلف پرداخت. در هشت سالگی به شعر گفتن پرداخت و مخصوصا با به نظم کشیدن قطعات زیبا و لطیف که پدرش از کتب خارجی (فرنگی، ترکی و عربی) ترجمه می کرد طبع آزمایی می نمود و به پرورش ذوق می پرداخت. در یازده سالگی به دیوان اشعار فردوسی، نظامی، مولوی، ناصرخسرو، منوچهری، انوری، فرخی که همه از شاعران بزرگ و نام آور زبان فارسی به شمار می آیند، آشنا بود و از همان کودکی پدرش در زمینه وزن و شیوه های یادگیری آن با او تمرین می کرد. گاهی شعری از شاعران قدیم به او می داد تا بر اساس آن، شعر دیگری بسراید یا وزن آن را تغییر دهد ، و یا قافیه های نو برایش پیدا کند ، همین تمرین ها و تلاش ها زمینه ای شد که با ترتیب قرارگیری کلمات و استفاده از آنها آشنا شود و در سرودن شعر تجربه بیندوزد. هر کس کمی با دنیای شعر و شاعری آشنا باشد ، با خواندن این بیت ها به توانائی او در آن سن و سال پی می برد برخی از زیباترین شعرهایش مربوط به دوران نوجوانی ، یعنی یازده تا چهارده سالگی او می باشد ، شعر ( ای مرغک ) او در 12 سالگی سروده شده است.

در سال 1314 دیوان پروین اعتصامی، شاعره توانای ایران، به همت پدر ادیب و گرانمایه اش انتشار یافت و دنیای فارسی زبان از ظهور بلبل داستان سرای دیگری در گلزار پر طراوت و صفای ادب فارسی آگاهی یافت و از غنچه معطر ذوق و طبع او محفوظ شد. پس از چاپ دیوانش وزارت فرهنگ نیز از او تقدیر کرد. چاپ اول دیوان که آراسته به دیباچه پر مغز شاعر و استاد سخن شناس ملک الشعرای بهار و حاوی نتیجه بررسی و تحقیق او در تعیین ارزش ادبی و ویژگیهای سخن پروین بود شامل بیش از یکصد و پنجاه قصیده و مثنوی در زمان شاعر و با قطعه ای در مقدمه از خود اوتنظیم شده بود. پروین با اعتقاد راسخ به تأثیر پدر بزرگوارش در پرورش طبعش، دیوان خود را برای ارج نهادن به زحمات یک عمر گران مایه به او تقدیم می کند.

پروین اعتصامی به تمام شرایط شاعری عمل کرده است، اگر احیاناً به قول نظامی عروضی، دوازده هزار بیت شعر از اساتید را حفظ نداشته باشد، باز به قدریکه وی را بتوان با کلمات و اصطلاحات و امثال متقدمین تا آن درجه ای که ضرورت دارد آشنا خواند، آشناست. هر گاه تنها غزل «سفر اشک» از این شاعره شیرین زبان باقی مانده بود، کافی بود که وی را در بارگاه شعر و ادبیات حقیقی جایگاهی عالی و ارجمند بخشد، تا رسد به «لطف حق»، «کعبه دل»، «گوهر اشک»، «روح آزاد»، «دیده و دل»، «دریای نور»، «گوهر و سنگ»، «حدیث مهر»، «ذره»، «جولای خدای»، «نغمه صبح» و سایر قطعات باقی مانده که هر یک برهان آشکار بلاغت و سخندانی است. هنر شاعره ی بزرگ ما این است که توانسته است این معنای بزرگ را در همه جا در گفتار خود به شکلی جاذب و اسلوبی لطیف بپروراند و حقیقت عشق را مانند میوه پاک و منزهی که از الیاف خشن و شاخ و برگ بیهوده و مسموم جدا ساخته باشند، با صفای اثیر و درخشندگی نور و چاشنی روح بر سر بازار سخن رواج دهد.

گفته شده که پیشنهاد رضا خان را که از پروین برای ورود به دربار و تدریس به ملکه و ولیعهد وقت دعوت کرده بود، نپذیرفت، روحیه و اعتقادات پروین به گونه ای بود که به خود اجازه نمی داد در چنین مکان هایی حاضر شود . او ترجیح می داد در تنهایی و سکوت شخصی اش به مطالعه بپردازد. او که در 15 سالگی درباره ستمگران و ثروتمندان به سرودن شعر پرداخته ، چگونه می تواند به محیط اشرافی دربار قدم بگذارد و در خدمت آنها باشد ؟ او که انسانی آماده، دارای شعوری خلاق و همواره درگیر در مسائل اجتماعی بود به این نشان ها و دعوت ها فریفته نمی شد. پروین اعتصامی ، پس از کسب افتخارات فراوان و درست در زمانی که برادرش - ابوالفتح اعتصامی - دیوانش را برای چاپ دوم آن حاضر می کرد و در حالی که آسمان ادب و فرهنگ ایران انتظار سال های متمادی خدمت مجدانه وی را داشت تا بسی غنی گردد، بی هیچ نوع سابقه کسالت، ناگهان در روز سوم فروردین 1320 بستری شد. پزشک معالج او  بیماری اش را حصبه تشخیص داده بود ، اما در مداوای او کوتاهی کرد و متاسفانه زمان درمان او گذشت. نیمه شب شانزدهم فروردین پزشک خانوادگی اش را چندین بار به بالین او خواندند و حتی کالسکه آماده ای به در خانه اش فرستادند ، ولی او نیامد و ... پروین در آغوش مادرش چشم از جهان فرو بست و رخ در نقاب خاک کشید و رخت از این دنیای فانی بربست. پیکر پاک او را در آرامگاه خانوادگیاش در شهر قم و کنار مزار پدرش در صحن مبارک حضرت معصومه (س)، به خاک سپردند.

پس از مرگش قطعه شعری از او یافتند که معلوم نیست در چه زمانی برای سنگ مزار خود سروده بود.

سیمین بهبهانی در کتاب یاد بعضی نفرات می نویسد: بخش اول دیوان پروین شامل 42 قصیده است که حجمی کمتر از یک چهارم کل اشعار را در برمیگیرد. به استثنای چند قصیدهی معدود، بقیهی  قصاید در اوزان معمول سروده شده است و قصیدهی شمارهی 20 و شمارهی 36 در مطلع بیش از یک قافیه ندارند و از این لحاظ مشابه قطعه هستند. برخی از این قصاید به لحاظ قدرت سخنوری و نظم پردازی در حد کار قصیده سرایان بزرگ شیوهی خراسانی به شمار میروند. اما از نظر دورنمایه، سنتهای قصیدهسرایی  در آنها رعایت نشده است. محتوای این قصاید بیشتر پند و حکمت و احکام اخلاقی و مطالب عرفانی است که از همان اولین بیت ابلاغ میشود و تا آخر قصیده ادامه دارد و برخلاف قصاید گذشتگان و بسیاری از معاصران، هیچ تغزلی، تشبیبی، تخلصی فضای یکنواخت آنها را دیگرگون نمیکند. ابیات متعدد و قافیههای همسان و وزن برابر قصیده را گذشتگان ما با « براعت استهلال» و وصف طبیعت یا معشوق یا دیگر مطالب گوناگون میآراستند، سپس برای گریز از مقدمه و پیوند به مقصد اصلی به شیرین کاری های ماهرانه میپرداختند و مجموعهی این گشت و واگشتها از یک نواختی قالب میکاست و خواننده را، تا پایان مطلب، شیفته و سرگرم نگه میداشت. در قصاید پروین، اما، از این شگردها خبری نیست. و اگر مهارت سخنوری و تلمیحات و تمثیلات و مماثلهها و ترصیعات کلامی در آنها به کار نمیرفت، بسا که خسته کننده میشدند. کار پروین در این قصاید لفاظی صرف نیست، بلکه بیشتر- با رعایت ایجاز- مفاهیم اخلاقی را القا میکند.

بخش دوم دیوان پروین شامل مثنویها و مقطعات اوست که اکثر آنها به صورت مناظرههایی بسیار جالب توجه میان اشخاص و اشیا و نباتات و حیوانات پرداخته شده است، غالباً زنده و گیرا و پرشور هستند. خصوصیت جان بخشی (animation) و شخص انگاری (Personification) در این قسمت از دیوان پروین به نهایت میرسد: «لاله و نرگس»، «بلبل و گل»، «امید و نومیدی»، «پیرزن و دوک»، «عالم و نادان»، «عدس و ماش»،«برف و بوستان»، «بنفشه و باغبان»، «برگ و باد»، «مور و پیل»، «درویش و گنج»، «سوزن و نخ»، «شاهد و شمع»، «کرم و پیله و حلزون» معدودی از نمادهای جاندار یا بیجان او هستند که، به صورت آدمهای فعال و مختار، رودروی هم قرار میگیرند و فراخور حال خویش سخن میگویند. اگر چه این گونه مناظرات گهگاه در دفتر شعر هر شاعری یکی دو جا را به خود اختصاص داده است، میتوان گفت که به راستی کمتر شاعری به اندازه پروین و با قدرت بیات و تفکر صحیح و منظم او از عهدهی این کار برآمده است. سراسر دیوانش با این مناظرات زیور گرفته که به تخصص او در این شیوه از شعر گواه است. از نظر پروین حتی «نخود و لوبیا» هم میتوانند دو نمایندهی عالم انسانی باشند و از ضوابط این عالم با یکدیگر سخن بگویند.

پروین با آن که معاصر نیما بود، از هر گونه تحول نیمایی بر کنار ماند و تنها حرکت تازه در شعر او همان «ای گربه»، «ای مرغک»، یاد یاران» و «نغمهی صبح» است که از لحاظ قالب متأثر از چارپارههایی هستند و از لحاظ محتوا نیز نفسی تازه در آنها دمیده شده است.

شعر پروین را می توان به عنوان رمانتیسم جاندار در ادبیّات فارسی به شمار آورد. شاعران ادبیّات کلاسیک در دنیای ایده آلی زندگی می کنند. آنها با هیچ دوره و هیچ کشوری ارتباط ندارند و هنرمند کلاسیک از این که رنگ یک دوره و یا یک محیط معیّن را به قهرمانانش بدهد خودداری می کند... رمانتیسم به جای قیافه های ایده آل کلاسیک ، انسانهایی را می گذارد که زندگانی فردی و مشخّصی دارند و تحت تأثیر محیط و عصر خود واقع می شوند.

پروین از معدود شاعرانی است که برای سنگ قبر خود شعر سروده است.

دکتر صمد رحمانی (استاد دانشگاه)

۲۵ اسفند ۱۳۹۸ ۱۶:۲۵
روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان‌شرقی |

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید